شیپور فرشته به قلم ملیکا کمانی
پارت چهل و پنجم :
دور عمارت راه میرفت و انتظار آمدن علیرضا را میکشید. همان موقع که میان صحبتش با سرمه آمده بود، گفت که گواهی فوت را پیدا کرده است و ترجیح میدهد توسط خودش خوانده شود. آنقدر موضوعات مختلف در ذهن داشت که نمیدانست به کدام بیندیشد! آن عکس دونفره کافی نبود که مهراب و نوع مرگش هم اضافه شد و هنوز ساعتی نگذشته، دغدغهی افسونگر و میلاد و رابطهاش با پریزاد و بهرادی که قطرهی آب شده بود در ز
مطالعهی این پارت حدودا ۱۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۸۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
پروانه
0حقیقت میتونه چیزی جز این باشه که بهاحتمال زیاد شاهان یا همون امیر سالار پسر سالار باشه و منتظر اومدن سالاره که باهم به این حقیقت اعتراف کنن و دلیل خودسوزی مهراب خیانت زنش و ترس سیمین از فکر کردن به اینکه شاهان مهرابه حرف نزن درباره..اینه که میخواد اینکه شاهان پسر مهراب نیستو کتمان کنه؟
۶ ماه پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
نمیدوووونم که شاید🌝💜
۶ ماه پیشهیفا
1عجب دختریه دختر نه شیطان
۶ ماه پیشفرشته
0بهترین رمانه... خیلی جذاب و دلبر😍❤️
۶ ماه پیشآوا
0وای چقدر رو مخه این پریوا کینه ای😐 ولی دلم برای شاهان سوخت گناه داشت بچه🥲 خسته نباشیی عزیزدل🤍
۶ ماه پیشعاطی
0این همه نفرت و پلیدی و بدجنسی فقط به خاطر انتقام از عشق نافرجام خواهره؟؟؟؟؟ پریزاد که زنده است و تحت درمانه.. این همه پلید بودن فقط برای خواهر یکم افراطی نیست؟!؟؟! پریوا خودش شاهان رو نمیخواسته؟!
۶ ماه پیشهناسه
1این دختر شیطون رو هم درس میده
۶ ماه پیشمرضیه
0ای دختره بیشعوردستم بهت میرسیدچشماتودرمیاوردم 😡
۶ ماه پیشنفس
0پارت جذابی بود ممنون خوش قلم این افسون لعنتی چقدر دروغ میگه کاش سرمه زودتر بیاد
۶ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

فخری
0عجب هفت خطیه پریوا این شیطان را هم درس میده.سپاس فروان ملیکا جان عالیه قلم زیبات مانا💓💓💓💓💓